a-rezai-joma-164بنام " هـو " که احسن القصص را به بشر آمو خت.

ازدو منظر وجلوه گاه می توان وارد مقوله ادبیات داستانی شــد؛ جلوه گاهی که افق و وسعتش به پهنای هزار سال وبلکه بیشتر می رسد. درآن افسانه، اساطیر، قصص، حکایات وتمثیل ها نهفته است.صدای عشق ودل باختگی که از تیشه فرهاد بلند است.وصدای دیوانه مردی که به دنبال لیلی می دود. ویا برق وچکاچک شمشیر رستم وسهراب. این نوع از مقو لهء داستانی بر تارک تاریخ مادرخشیده است. نوای نی خنیاگران، صدای گرم رامشگران داستان هزارویکشب، وداستان های عشقی، غنایی، عرفانی، حماسی، منبع الهام صدهاداستان ورمان غر بی وشرقی شده است. دراین پهنه دست وقلم نویسنده باز وچراغ که، گذشــتگان؛ چون نظامی، فردوسی، ســنایی، مولوی وحافظ افروخته اندفراه راه ماست. درهر مسیر ومسیل که بخواهیم روشن بینانه گام بر می داریم.

منظردوم، که پنجره ای است تاریک روشن، اولین بار در شعر، بدست نیما، در ادبیات داستانی به دست جمال زاده گشوده شــد. مکتب های گونا گونی که در اروپا بعد از قرن هفده میلادی ظهور کرد ادبیات وهنر را متحول ساخت. باورود ترجمه وآثار تحصیل کرده های فرهیخته در غرب، این دست آوردجدید بشری به سان کالاهای دیگر وارد زبان فارسی شد.

حکایات وافسانه های گذشته دیگر قادر به پاسخ گویی به نیاز ها ی روحی و روانی انسان امروزی نبود. دنیای پیچیده ودرحال رشدنیاز به زبان نو وبیان نوداشت. تاانسان امروزی بتواند تمنیات وخواستها ی درونی وبیرونی خودرا درقالب آن بریزد. بامحیط واطراف خود ارتباط برقرار کند. به حق ازاین راه روزنه ای تازه ای در زبان فازسی باز شدوزبان وسعت وقابلیت تازه ای یافت.

در این مقالت سعی بر این است که این سبک وسیاق جدید، در ادبیات داستانی افغانستان به اختصار مورددید قرار گیرد. و روی آن همت گمارده شود. در این راه به امکانات کمی روبه رو هستیم. در همین جا لازم است از فصلنامه " در دری یا خط سوم " و فصل نامه سراج، تقدیر به عمل آید که بامقالات، مصاحبه هاوگرد آوری داستان های امروزی ازنویسنده های افغانستان، ادبیات داستانی را به ما معرفی کرده است. ومن دراین نوشته نیز- اززحمات آن دوستان ادب دوست وایثارگرکه، با زحمات فراوان سنگ گرانی را بر داشته اند-سود برده ام.

می دانیم، درایران ادبیات داستانی باعمر هفتادساله ای که دارد به مثابه ادبیات کلاسیک وسنتی که عمر هزار ساله داردجای پای خود رابازکرد. بعد از"یکی بودویکی نبود" جمال زاده بعد ها کسانی چون صادق هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی، احمدمحمود، جلال آل احمد، دولت آبادی، غلام حسین صاعدی ودیگران توانستندادبیات داستانی را ازحوضه ترجمه رمان های خارجی نجات دهند. خود،به خلق رمان و داستان بپردازند و ذهن خواننده های ادبیات داستانی را در خارج و داخل ایران اشباع کنند در افغانستان همزمان با ایران ادبیات داستانی در حد ابتدایی و خام مثل کالاهای وارداتی به افغانستان راه یافت.

1. مولوی محمدحسین در سال 1298 شمسی "جهاداکبر" را می نوسد که قهرمان داستان آن محمد اکرم خان درمقابل قوای انگلیسی می جنگد. که نویسنده روایت و زبان داستان را باقصص حدیث و واژه های عربی کاملاً خدشه دار ساخته است.

2. عبدالقادر آفندی فرزند سردار محمد ایوب خان،داستان "تصویر عبرت یا بی بی خوری جان "را در هند به طبع می رساند 3. "جشن استقلال در بو لیوی " به زبان انگلیسی در خارج از افغانستان توسط مرتضی محمدزایی نوشته می شود و آقای غلام نبی آن را به دری برمی گرداند و در جریده امان افغان (سراج الاخبار) در سال 1306 به نشر می رساند این سه داستان از حوزه یک اثر ادبی کامل فاصله ای زیاد دارد به قول آقای فخری فقط " فضل تقدم "دارد.

در دوره نادرشاه انجمن دولتی کابل در سال 1310 از هر گونه گرایش نو و تجدد ادبی جلو گیری می کند آن چه به میل دربار است به نشر می رساند رکودفرهنگی از جمله داستان نویسی سال ها ادامه می یابد. محی الدین انیس. فقط در شماره 13 مجله کابل می تواند "فن قصه" را به نشر بسپارد. این نوشته اولین بیانیهء اساسی داستان نویسی نوین به حساب می آید.

4. در سال 1311 شایق آفندی داستان "پانزده سال قبل " را در مجله عرفان چاپ می کند. 5 دانشمند بنام سید محمد ابراهیم عالمشاهی غزنوی که در حوادث 1358 جان باخت"شام تاریک و روشن "را در سال 1317 می نویسد.

6. سلمان علی جاغوری در سال 1318 داستان بلند "بیگم" را به نشر می سپارد. بیگم دختری است 12 ساله که تن به ازدواج اجباری با جوان بی سواد می دهد. جوان بی سواد بعد از ازدواج به شهر کویته می رود و چرسی می شود دختر دوازده ساله چند سال بعد نیز در جستجوی شوهر به کویته می رود.داستان به جنبه های خرافات و رسو مات غلط که بر یک خانواده هزاره حکم فرماست انگشت می گذارد. سلمان علی جاغوری و عالمشاهی از پیشگامان دفاع از آزادی حقوق زنان در افغانستان می باشند.

در سال 1327 در دوره سلطنت ظاهر شاه دایرةالمعارف " آریانا" آغاز به کار می کند در این دوره شعر به سبک نیمایی،داستان به شیوه صادق هدایت رایج می شود. داستان کوتاه به معیار معاصر در این دوره به وجود می آید:

7. عزیزالرحمن فتحی:دریای نسترن طلوع سحر

8. میر محمد انصاری: در جستجوی کیمیا

9. نجیب الله توریانا:مرگ محمود ،قبه خضرا، هنرمندو...

10. محمد حیدژوبل:سنایی ولایخوار

11. محمد حسین غمین: دوشیزه ای که فریبم داد

12. محمد سلیمان: اشک ها و نگاه ها،از وقت که ارفت

میرمحمد صدیق فرهنگ،عبدالرحمن پژواک،عبدالحسین توفیق،مایل هروی ودیگران در خیل این راهند.

مجله های که آثار نویسندگان را نشرمی کند:1. عرفان، اصلاح، انیس،ندای خلق،وطن وانگار...

در سال 1343 که قانون اساسی تدوین می یابد نویسندگان دیگری پا به عرصه ادبیات داستانی می گذارند که بعدها چندتن از این نویسندگان نام ادبیات داستانی را بلند می کنند و ادبیات داستانی "دری"کم و بیش به وجود می آید، و رنگ و رو می گیرد. در این دوره آثار نویسنده های ایرانی و ترجمه رمان های انگلیسی و فرانسوی تاثیر به سزا بر نویسندگان این دوره می گذرد. اسدالله حبیب، کریم میثاق، حسن قسیم، اعظم رهنوردزریاب،سپوژمی زریاب،استاد خلیل الله خلیلی و... از نویسندگان این دوره اند. که به سبک رئالیستی گراییده اند.

در سرطان 1352 داوود نشرات مستقل و آزاد را تعطیل نمود. ادبیات داستانی هر چند باز نه ایستاد.لطیف ناظمی به نقد و ادب در رادیو پرداخت ولی پهلوی ادبیات داستانی "پاورقی"نویس که به ابتذال جنسی،حادثه نویس و سینمای هندی می پرداخت در سیمای مطبو عات ظاهر می شود روستاباختری،امان الله وارسته به این شکل قلم زده اند. روستا باختری درز پنجره را در تهران منتشر می کند.

دوران سیاه ترکی و حفیظ و هفت ثور، جهنم هولناکی است که روشنفکران،نویسندگان در لهیب.آن به کام مرگ کشیده می شوند. در این دوره کوتاه عده ای سوخته اند و عده ای جان بدر برده اند. و کسانی هم مانده اند. در این برهه"راه سبز"کریم میثاق،گزارش،وداستانواره های چاپ می شود.

در سال 1358 که تاریخی دیگری ورق می خوردو قشون سرخ با روی کار آوردن ببرک کارمل افغانستان را اشغال نظامی می کند آغاز تحول دیگر در ادبیات است 1. ادبیات داخل مرز 2. ادبیات خارج از مرز(ادبیات مقاومت یا هجرت). ادبیات داخل مرز دچار گرایش های گوناگون می شود. ادبیات رسمی دولتی مردم را به جانب داری فرا می دهد، با امکانات که روس ها در اختیار نویسندگان قرار می دهند ادبیات وابسته و دنباله رو به وجود می آید،نویسندگانی بر اصول رئالیسم سوسیالیستی و تقلیدهای ناشیانه از ماکسیم گورکی در داستانهایشان چیزهای می نویسند.

در دهه شصت ادبیات ضد مقاومت افزایش می یابد. هر چند نویسندگان و روشنفکرانی هستند که بعد از روی کار آمدن نجیب و اعلام مشی مصالحه ملی دچار تزلزل افکار و عقاید گذشته شده اند در این دهه در حدود پنجاه اثر چاپ می شود. در زیر از چند اثری که ضد مقاومت نوشته است را نام می برم:

اسدالله حبیب نویسنده چیره دستی که می توانست بعد از "سپیداندام"اثر ماندگار خلق کند "داس ها و دست ها "را در سال 1362 توسط اتحادیه نویسنده گان نشر می کند شخصیت داستان"سراج"است که از دست اشرار (مجاهدین)جان سالم بدر برده است و با رحیم آشنا می شود....

"راه سرخ" "حق خدا حق همسایه " " ثواب" از برگ ارغند که در سال 64-65-66 به نشر می رسد. "فرار از تاریکی " نوشته ظریف صدیقی در سال 1364 (ادای دین به انقلاب نور می کند)."کاوه کوچک"از قدیر حبیب چاپ 1364.

زوجینی که نام شان آویزه گوش ها است (رهنورد وسپوژ می زریاب ) نیز در این سال ها نوشته های ارزشمندی را در باب ادبیات داستانی خلق نموده اند. که هر کدام باید مفصل تر در جای دیگر روی آن همت گماشته، نقد و بررسی شود."در کشوری دیگر" "دشت قابیل" "نقش ها و پندارها " "زنجیر" و... آثاری است که در این دهه ادبیات داستانی را غنا بخشیده است.

نویسنده پرکار که این مقالت نیز مرهون زحمت او است آقای حسین فخری است. آقای فخری اولین اطلاعات ادبیات داستانی را به تفصیل در اختیار علاقه مندان قرار داده است.

"ملا قات در چاه آهو" "اشک کلثوم" " گرگ ها و دهکده ها" "مصیبت کلنگان"

از آثار دهه شصت او است.

نویسنده معروف وشناخته شده ، آقای اکرم عثمان که این روزها هم آثاروصدای ایشان را ازرسانه هامی خوانیم ومی شنویم نیز قدر وارجی بر ادبیات داستانی کشور مادارد؛ البته آثار این نویسندگان درجای خودش بایدبه تفصیل نقد وبررسی شود. که در این نوشته هدف برآن نیست. اما آنچه منظور نظر است "ادبیات داستانی درهجرت" است که نویسنده های جوان مهاجر اغلب از آن نمایندگی می کنند. ومی توان گفت که ادبیات داستانی به معنی تکنیکی وامروزی آن را نسل نو بهتر توانسته اند بشناسندودر این صحنه قلم آزمایی کنند. قابل یاد آوری می دانم که، ادبیات تاریخ جنگ ودهه های اخیر بیشتر به ادبیات مقاومت معروف ومشهور بوده وشده است. اما من ادبیات در هجرت راترجیح می دهم وبه همین عنوان ازآن نام می برم. امیدوارم که در فرصت های بعدی ادبیات داستانی در هجرت رابیشتر بشناسیم و به آن بپر دازیم.

2002 rezai joma

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

نوشتن دیدگاه


فهرست مطالب