هوا رنگ به خصوص داشت نمی توان گفت شب بود یاروز. ولی شب بود. فضارنگ آبی تیره داشت. این نوع رنگ رافقط می شود درفیلم های علمی تخیلی دید. من ازدیدنش کاملاَ به وحشت افتاده بودم. تنها فکرم این بود که قیامت شده است.

وقیامت شده بود. کره ماه خیلی بزرک بالکه های تیره رنگش کاملاَ به زمین نزدیک شده بود. باترس وتعجب به ماه نگاه می کردم. درسمت غربی آسمان یک ماه دیگر
هم درآسمان پدیداراست. ولی نظرمن به ماه که درطرف مشرق قراردارد معطوف است. به کره ماه نگاه می کنم، ناگاه ماه شروع می کندبه چرخیدن به دور خودش وهمین طور به سرعت به سوی سوی زمین روبه سقوط می شود. جای که من ایستاده ام خانه پدری من دربوسیدجاغوری است. من جلوقلعه ایستاده ام وماه به سرعت به رودخانه ای که درجنوب شرقی خانه مان قراردارد سقوط می کند. چنان توده بزرگ ازشعله هاآبی رنگ به هوابلندمی شود که به هیچ عنوان نمی شود آن راشبیه سازی کرد. شبیه انفجار هیروشیمانیست. شبیه نورافکن سکوهای رقص است. بعدازکمی همه جا غرق درنور آبی رنگ که جرقه های تندسفید ازدرون آن ساطع می شود همه جاپخش می شود. دنبال پناهگاه می گردم. باخودمی گویم این شبیه انفجاراتمی ویاشیمیایی است. ظاهرادراین وقت کسی دیگری هم در اطراف من هستند. به آن ها می گویم که به درون خانه هابرویم ودرهاوپنجره هاراببندیم.
ا

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter