ازمیان نوشته ها

  • بی بی سی وپدرم
  • رشد اقتصادی افغان هادراسترالیا
  • خانه چوبی وپله های یخ بسته
  • مرد وقطار
  • کاکاجمه نعوذباالله
  • ترس ازخدای چرس ازخدای

نزدیک 38 سال است که اخبار افغانستان رامدام گوش و تعقیب می کنم. وقتی کوچک بودم پدرم هرشب به رادیوبی بی سی گوش می داد. بعدبه تجزیه وتحلیل آن می پرداخت ومی گفت به زودی افغانستان آزاد خواهدشد وامنیت  به افغانستان بازخواهدگشت. کمی که بزرگ شدم وبرای خودم شندرقازی دست وپاکردم؛ مثل پدرم برای خودم یک رادیو خریدم. رادیوسونی جیبی که آن وقت هاهرکس توان خریدش رانداشت.

Read More

وضعیت پناهندگی

کشور استرالیا درطی چند سال اخیر قوانین وسیاست های سخت گیرانه را نسبت به کل مهاجرین وخصوصامهاجرین افغانی اتخاذنموده است. بااتخاذ این سیاست هامهاجرینِکه باکشتی توسط قاچاقچیان وارد آسترالیاشده اند، مشمول قانون  "الحاق فامیل" نمی شوند وتنهابعدازدریافت تابعیت می توانند به منظورآوردن فامیل شان به آسترالیا درخواست ویزانمایند. به هرحال تعداد زیاد ازپناهندهای افغانی که مشمول این قانون شده اند،ازدوری فامیل رنج می برند. جمع کثیری هم ویزای عبوری ویاموقتی (بریجینگ ویزاBridging Visa) دریافت کرده اندکه باداشتن این ویزااجازه حق کارواجازه سفربه خارج ازاسترالیابه آنان داده نشده است.

Read More

a-rezai-joma-220نمی دانم سرماچنددرجه است. صورتم می سوزد. گوش هایم سوت می کشند.فکرمی کنم که راه رفتن هم حالا دیگرآزاردهنده است. بادنمی وزدولی سرمابیش ازاندازه سوزناک است. بازکوشش می کنم قدم بزنم. سرما رافراموش کنم. می دانم قدم زدن بیش ازهمه چیزبرایم مهم است. نه ازباب این که، فکرکنم این یک نوع ورزش است. برای سلامتی من مهم است. نه، ازآن جهت که قدم می زنم. آز ان جهت که خودم هستم. ودنیای خودم. مهم نیست کدام راه رانتخاب کرده ام. هیچ چیزموقع قدم زدن هوسم راپرت نمی کند. من هستم وخودم. شایدبشودگفت درقدم زدن خودراکشف کرده ام. وقتی قدم می زنم انگارشبیه ابرمی شوم. هیچ چیزی مشخصی درذهنم وجود ندارد. افکارم یک مشت ابری است، ازهم تفکیک ناشدنی.

Read More

a-rezai-joma-220مرد، دیگر هیچ انگیزه ای نداشت. همه چیز برایش تقریباً یکسان می نمود. خطوط کتاب جلوچشمش روی هم می لغزید. هوسش پرت می شد. نمی توانست کلمات وسطرهارادنبال کند. بابی حوصلگی کتابش رابست وگزاشت درکوله پشتیش. ازپنجره قطاربه طلوع خورشید چشم دوخت. تنها منظره ای راکه بی اختیار به آن خیره می شد همین طلوع صبحگاهی خورشید بود. قطارهر روز زوزه کشان ازاین دشت سبز وفراخ می گزشت. هنگام طلوع دامنه دشت کاملاً به نارنجی می گرایید. چند درخت وپرواز پرنده که ازدوردست پدیدار می شد حس شاعرانه به مرد تلقین می کرد. اما این حس زود گزربود وقطار باصدای مهیبش درایستگا می ایستاد افکار مرد باتوقف قطار ازهم می کسیخت. مرد می دانست که هنوز خیلی توان کار کردن رادارد.

Read More

a-rezai-joma-220کاکا جمه، می دانی پدرم چه می گفت. می گفت بچیم سعی کن هیچ وقت کبرنکنی. هرچه گیرت آمدبخور وخداراشکرکن. کاکاجمه می دانی قناعت چقدرخوب است.پدرم می گفت آدم باید قانع باشد.کاکاجمه، خداوند آدمی راکه زیاد ایرادمی گیرد دوست ندارد. کاکاجمه چکارکنم، بچه هاهنوز درکمپ نرسیده دست به کارای خراب می زند. نعوذباالله کاکاجمه خداشاهد است گفتنی نیست. کاکاجمه پدرم می گفت آدم درهرحال باید شکرگزارباشد. کاکاجمه می بینی چقدر لغات راازبرکرده ام.هفتاد لغت آلمانی رادریک روز. نعوذ باالله، یک لغت خراب درقاتش نیست. کاکاجمه وضع مایک وقت خوب نبود. پدرم کارمند بود. کاکاجمه چکارکنم دلم آنقدر تنک می شود که باهیچ کس نمی توانم درمیان بگزارم. کاکاجمه کسی رانمی شناسی که عروسی داشته باشد. ومن راهم دعوت کند. کاکاجمه دلم به پاره شدن آمده است.

Read More

a-rezai-joma-220یکی بودیکی نبود؛ غیرازخدا هیچکس نبود. مردی تنـــبلی بود. روزها وشب ها درخانه بود. زیرموری(پنجره یاروزنه)می نشست تسبیح به دست ونسواربه دهن زل زل به آسمانی که ازموری پیدابود نگاه می کرد. باخودش چیــــزهایی که ازقدیم شنیده بود زمزمه می کرد. وپی هم جل الخالق می گفت. باخدایش خیلی دوستانه عرض حال می کرد که ای خدای عاقل ودانا دهن باز، را بی روزی نمی گذاری. دردهانی که دندان دادی نان دادی. گاهی سوسوی ستاره از آن روزنهء تنگی که درسقف خانه بود به درون می تابید ومردتنبل به شدت متعجب می شد. اگرگاهی به حسب ضرورت بیرون می آمد دنیایی بیرون راهم ازهمان دید می دید. دنیابه اندزهء همان موری برایش بزرک بود. ازآخرت وتاریخ همان چیزهایی رایادگرفته بودکه آخوند قریه، سال وسال ها آن راتکرارمکررات فرموده بود.

Read More
از جنگ افغانستان تا غزل پست‌مدرن
پنج شنبه, 05 دی 1392
دوشنبه, 01 مهر 1387 08:35 REZAIغزل پست‌مدرن؛ به‌راه یا بیراه؟اکبر اکسیر، شاعر، معتقد است که غزلسرایی در شرایط امروز، چون شنا کردن در آکواریومی مسدود است که راه به دریایی... Read More...
جریان شکل گیری شعر
شنبه, 21 بهمن 1396
آن چه دراین نوشته می خوانید درحقیقت اذن ورود در ذهن شاعر است. وبه تعبیری روشن تر ازکلکین سراچهً شاعر به اندرون خانه اش نگاه می کنیم که چگونه کلمات را بر می چیند، وبه... Read More...
نقد شعرعلی معلم دامغانی
پنج شنبه, 05 دی 1392
دوشنبه, 18 آذر 1387 00:00 مدیرتاملی اجمالی در زبان، سبک و ساختار شعری علی معلم توسط: رضا اسماعیلی. «علي‌ معلم‌ دامغاني‌» از شاعران‌ برجسته‌، انديشمند، و صاحب‌ سبك‌... Read More...
  • داستان

    • مردی که درآینه گم شد

      مردی که درآینه گم شدگاهی ناخودآگاه بعضی مطالب درپستوهای ذهنم جای می گیرد. حتا باعث آذارذهنییم می شود. این مطالب سایه روشن هایی است که درجدارهای ذهنم بدون هیچ...

    • ترس ازخدای چرس ازخدای

      ترس ازخدای چرس ازخداییکی بودیکی نبود؛ غیرازخدا هیچکس نبود. مردی تنـــبلی بود. روزها وشب ها درخانه بود. زیرموری(پنجره یاروزنه)می نشست تسبیح به دست ونسواربه دهن...

    • کاکاجمه نعوذباالله

      کاکاجمه نعوذبااللهکاکا جمه، می دانی پدرم چه می گفت. می گفت بچیم سعی کن هیچ وقت کبرنکنی. هرچه گیرت آمدبخور وخداراشکرکن. کاکاجمه می دانی قناعت چقدرخوب...

IMAGE شعر:علی معلم برای معلم شریعتی
پنج شنبه, 24 بهمن 1392
اشاره‌:«علي‌ معلم‌ دامغاني‌» از شاعران‌ برجسته‌، انديشمند، و صاحب‌ سبك‌ معاصر است‌. شاعري‌ كه‌... Read More...
IMAGE حلزون
پنج شنبه, 24 بهمن 1392
شعراز: شریف سعیدی می کشد مَشک پاره را بر دوش با دو چشم همیشه تر حلزون می رود، رود اشک را بِکشد با خودش دور، دور... Read More...
IMAGE قنبر علی تابش
پنج شنبه, 24 بهمن 1392
وطنم دوباره اينک تو و شانه های پامير بتکان ستاره ها را که سحر شود فراگير Read More...
IMAGE شاعر وادی ممنوع
دوشنبه, 02 تیر 1393
شکیلا عزیززاده، شاعر افغانی است که افغان‌ها او را نمی‌شناسند. یا افغان‌ها همیشه سعی داشته‌اند او را... Read More...
IMAGE از میعاد تا هرگز
شنبه, 26 بهمن 1392
«از معیاد تا هرگز» دومین مجموعه از شعرهای واصف باختری است. این مجموعه دربرگیرندة ۲۶ پارچه شعر در اوزان کلاسیک... Read More...
IMAGE گذری مختصر برادبیات داستانی افغانستان
پنج شنبه, 03 اسفند 1396

بنام " هـو " که احسن القصص را به بشر آمو خت.

ازدو... Read More...

IMAGE وقتی دیگر عشق نیست2
جمعه, 18 بهمن 1392

بی مقد مه می خواهم مطلبی که یک سال است درکنج ذهنم خانه گزیده است راروی صفحه... Read More...

IMAGE وقتی دیگرعشق نیست1
جمعه, 18 بهمن 1392

بعضی چیزهاراخودم هم نمی دانم چرامی خواهم بنویسم. گاهی یک موضوع ازدیدن یک... Read More...

IMAGE سفری به آنطرف زمین
جمعه, 18 بهمن 1392

بسیارسفرباید تاپخته شود خامی، مادرم می گفت سفر نصف سقراست. سقرسفررامسافرینی... Read More...

IMAGE تعطیلات تابستانی2005
جمعه, 18 بهمن 1392

هشت ساعت کار درروز فرصت کارهای جنبی راتقریبا ازمن گرفته است. به زور وبه زحمت... Read More...