نقد گزرا بر کتاب آثارباستانی جاغوری

عکس ها تزیینی است

کتاب « آثارباستانی جاغوری» به همت جناب حاجی دانش بوسید جدیدا به اتریش رسید. تشکربابت زحمات ایشان. خیلی با شوق وباعجله تمام، درقطار ودرمسیر کار این کتاب را ورق زده وخواندم. کتاب مشمول دوفصل وحاوی عکس هاست. نویسنده ای کتاب جناب دکترحفیظ شریعتی دراین میان صاحب آثار زیادی است. این اثراولین کتابی است که بنده ازاین نویسنده می خواند

.

حقیر آشنایی دقیق با ایشان نداشته جزاین که نامی وگاهی مصاحبه ای ازموصوف شنیده ام. اما اندباب کتاب؛ آثارباستانی جاغوری شاید نخستین گام مهم درشناسایی این منطقه است که توسط جناب ایشان برداشته شده است. شجره نامه ویاشناخت نامه جاغوری هرچند تاحال بیشتر شفاهی؛ سینه به سینه وگاهی کتبی ازآن یادشده است، اما حال یک اثری هرچندباکاستی هایی گیرد آمده است. آن چه فصل اول «شناخت نامه جاغوری» را جذاب کرده است نام های غریب با ریشه های ترکی مغولی است. نام هایی که قح غیراسلامی است وحکایت ازروزگارگزشته ای این مردم دارد. این نام هاسرنخ های زیادی شاید برای زبان شناسان بدست می دهد که درقرن های قدیم به چه زبان دراین خطه تکلم می شده است و نشانه های تاریخی دیگری را که برملامی کند. فصل دوم نیز درنحوخودش بی همتاست. غارهاوسیاه خانه های که شیوه ای زندگی مردمانش رابرملامی کند. فصل دوم گویای زحمت وقدرفرهنگ شناسی نویسنده رابه رخ می کشد چه، که جناب دکترشریعتی شاید اولین کسی است که به اهتمام تمام ازاین غارها گزارش نوشتاری وتصویری گردآورده است وتوجه ما ناآگاهان رابه این خطه باستان جلب کرده است. این کتاب به خوبی برملا می کند که سده ها وسال ها براین آثار تاریخی غفلت وحیف روا داشته شده است وگاهی دست یغماکه شکوه گزشته آن را برباد وبه بیگانه داده است. وقتی فصل دوم رامی خواندم دوچیزبیش ازبیش ذهم رامشوش می کرد، این که ما این همه آدم های به قول معروف چیزفهم درجاغوری به جزازحلال وحرام چیزی ازاین چیزهابه گوش مانخورده بوده است. این که یک روزگاری ماهم غارنشین وخدای دگری می پرستیده ایم. ثانیا، سال پیش درشهرکپادوکیای ترکیه به سیاحت، سماجت سفرکرده بودم. هوتل پنج ستاره مادقیق غاری دردل یک کوه ازسنگ چوقابود. عکسش راهمان سال درفیسبوک گذاشته بودم. سخن این است که آن شهرامروزه هزاران توریست را ازاکناف واطراف عالم به سویش جلب می کند. وغارهای آنجا شباهت وحشتناک باغارهای لومان و... دارد؛ آیانویسنده کتاب ازآن غارهای چیزی می دانسته چه شباهت های تاریخی می تواند بین آن غارو واین غارباشد. غیرازآن که شهرکپادوکیا به عنوان میراث تاریخی دریونیسکو ثبت است وترک هابه آن می بالند. وخوب نگه داشته اند.

اما کاستی های کتاب
کتابی که به همت دوستان خیر وبا همکاری جمع زیادی ازعلاقه مندان به فرهنگ وآثار تاریخی این منطقه گرد آمده سزاواریک تولد شسته رفته باویرایش درست وگرافیک حرفه ای ومناسب باید به بازارعلم وفرهنگ عرضه می شد. چاب رنگی با کاغذ سنگین وصیقلی گلاسه نشان می دهد که آن فرهیختگان اهمیت تمام گزاشته اند. با توجه باامکاناتی چاپی که درحال حاضردرافغانستان وایران موجوداست انتظارمی رفت که این کتاب باحجم کمی که دارد دلچسب و چشم نوازازچاب بیرون می آمد. چنان چه کتاب های خیلی خوبی این روز ها باگرافیک بسیارحرفه ای درافغانستان به چاپ می رسد. درچاپ این کتاب عجله وسهل انگاری درخیلی ازصفحات آن کتاب دیده می شود. این سهل انگاری ها حتی براهمیت علمی تحیقیقی آن تآثیرمی گزارد. آن چه درنگاه اول به چشم می خورد متوجه خود نویسنده است. بااین که جناب شریعتی خودش ویرایستاروادیب می باشد امااولین سطراین کتاب درمطلع مقدمه راسست وبه نظراین حقیرخام آغازمی کند. آنگاربازبان گویش شروع می شود.
نمونه: قدیم که حقیرچیزی آموخته است، وبادرنظرداشت قواعد دستورفارسی باتوجه به نوشته های اساتید بزرگ مثل " جعفریاحقی" فرق بین "هست واست" فرق آسمان وریسمان است. هست درجایی به کارمی رود که سخن ازوجود ذاتی شي درمیان باشد. مثلا خدا وجود دارد خداوند هست. احمد درخانه هست. اما برای اشیأ وحیوانات می گویند میز دراتاق است، الاغ درطویله است. همچنین خوانده بوده ایم که برای جانداران مثل انسان ضمیرجمع می آید. برای بی جان هرچند بیش ازچندتا باشد ضمیرمفرد می آید ویابافعل مفرد جمع بسته می شود. مثلا نمی شود گفت: "درجاغوری صدهامکان وآثارباستانی هستند" بل باید نوشت: [درجاغوری صدها مکان وآثارباستانی است یا وجود دارد.] بازدرهمان سطراول: "...درمعرض خطرنابودی جدی اند." بل: [درمعرض خطرنابودی است. یا بهتر، درمعرض نابودی است.] نمونه های ازاین قبیل ویا فاحش ترازاین ادعا واستادی جناب شریعتی را زیرسوال نمی برد. وقتی اولین سطرکتاب لغزش های دستوری وزیبایی دارد خواننده همه چیزرابه بی اعتمادی شروع می کند. اشکال مهم دگری که متوجه خود نویسنده است؛ ردیف کردن نام طوایف وقریه هاست. این نام هادرچند صفحه بلاوقفه وبدون هیچ عنوان گزاری، تقسیم بندی وگیج کننده ادامه می یابد که خواننده نمی داند که منطقه "چوب" "نیقول" ازباب مثال مربوط کدام قریه های جاغوری است. مثلا جناب شریعتی خیلی خوب می توانست به این شکل کارخواننده را اسان کند: [ منطقه بوسیت یابوسید متشکل ازچهارمنطقه است: الوم قاده، چوب، قوغزار وماجیری یا مهاجرین.] به هرحال نقص عمده کتاب نداشتن فهرست اعلام واماکن است. باتوجه به استاندارد های تدوین ونشر این کتاب هنوزمعیارهای لازم برای یک "کتاب منبع" رافراهم نمی کند.
گرافیک کتاب کاملا ناشیانه وغیرحرفه ای است. استفاده ازعکس های نامرغورب، نا هم خوانی های متن باتصاویر، حروف چینی بسیارمتعارف وصحافی بسیارارزان. با کمی بازکردن کتاب چون ورق گلاسه سنگین است به راحتی صفحات ازهم کنده می شود. رنگ نامرغوب که برای کاغذ گلاسه نامناسب است دربعضی موارد اصل عنوان های ذخیم سیاه ودرصفحات بعدی عین همان عنوان ها به رنگ آبی تیره درآمده است.
به هرحال این کتاب باید درچاپ های بعدی خود رابا استاندارد های کتاب نزدیک کند. درمحتویات کتاب دقت به عمل آید وشواهدی برای تاریخی بودن اماکن بایدعلمی ونه احساسی ارئه شود.این کتاب ارزش چاپ های مجدد باکیفت بهتر رادارد. پیشنهاد بنده چنین خلاصه می شود:

خوبی ها
• شاید اولین کتابی است دراین موضوع
• دادن اطلاعات در بافت طایفه واقوام جاغوری
• دادن اطلاعات ازجغرافیای جاغوری وقریه ها
• معرفی مکان های تاریخی وغارهای ازباستان قدیم

کمی های کتاب
• نداشتن فهرست اعلام واماکن
• اشتباهات که تصحیح نشده است
• گاه حس می شود که نویسنده درکارش شک وتردید دارد...
• نوشتن نام ها اعم ازاشخاص واماکن به صورت یک سطر
• برخورد غیرحرفه ای با محتویات ومواد گرآوری شده
• چاپ وگرافیک غیرحرفه ای
• عکس های کم کیفیت، غیر حرفه ای وادیت ناشده
• عجله درگرد اوری وچاپ( اماکن تاریخی وجدید بایدازهم تفکیک شود. روی شواهد علمی تأکید صورت گیرد)
• عدم شماری گزاری تصاویر
• صحافی نادرست (با چندبارورق زدن صفحه های کتاب ازهم بازوکنده می شود)
• استفاده رنگ باکیفیت RGB به جای CMYK رنگ اول برای صفحات دیجتال به کارمی رود ودومی برا چاپ ونشر.
پیشنهادات
• اضافه کردن فهرست اعلام واماکن
• فهرست بندی درست با زیرعنوان های لازم
• اضافه گرافیک شجره برای اقوام
• گرافیک مجدد حرفه ای باضمیمه عکس های باکیفیت وحرفه ای
• چاپ مرغوب وفنی• ویرایش مجدد بااستفاد ازادبیات لازم وبدون اشتباه

نویسنده جمعه رضایی

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter